سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
107
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
قسطنطنيه ، از اقليم سادس كفه « 1 » از اقليم سابع بدون ويج « 2 » . پادشاه روم در هر يك از اين سرزمينها بگلربگى و قاضىها دارد كه از طرف او كشور را اداره ميكنند . غير از اينها هم خدا ميداند . در ولايت گجرات در بندر سرت از دو بازرگان بنام خواجه بخشى و قرهحسن كه به ديار چين رفته بودند شنيدم كه در آنجا وقتى كه عيد « 3 » فرا رسيد و بازرگانان خواستند نماز عيد بگذارند هر طائفه بنام پادشاه خود خطبه مىخواندند . بازرگانان روم « 4 » به خاقان چين عرض كردند پادشاه ما پادشاه مكه و مدينه و قبله است . خاقان چين هرچند كافر بود اما با انصاف بود و به آنها اجازه داد كه بنام پادشاه مكه و مدينه خطبه خوانده شود . آنوقت بازرگانان رومى به خطيب خلعتهاى فاخر بخشيدند و او را برفيل سوار كردند و در شهر گرداندند و جشن گرفتند و بازآوردند و نماز عيد گزاردند . و از آن روز تا امروز در ولايت چين نيز بنام پادشاه روم خطبه مىخوانند . اى پادشاه آنچه عرض شد در حق چه كسى تواند بود ؟ پادشاه نيز انصاف داد و به خوانين و سلطان خويش گفت حق اينست كه در روى زمين بزرگترين پادشاهى حق خداوندگار دولتمآب است و جز او حق ديگرى نيست . و بدينسان به بزرگى پادشاه سعادت دستگاه اعتراف فرمود .
--> ( 1 ) - در شبه جزيره كريمه ، جنوب روسيه ، در درياى سياه ( 2 ) - منظور بوداپست پايتخت مجارستان است كه در متن كتاب چين نوشته شده . ( 3 ) - منظور عيد اسلامى فطر است . ( 4 ) - بازرگانان عثمانى